X
تبلیغات
زیر چتر باران

زیر چتر باران

چتر ها را باید بست زیر باران باید

از زرتشت پرسیدند زندگی خود را بر چه بنا كردی؟

 

 
گفت : چهار اصل

 

 
1- دانستم رزق مرا دیگری نمیخورد پس آرام شدم

 
 

2- دانستم كه خدا مرا میبیند پس حیا كردم
 
 
 

3- دانستم كه كار مرا دیگری انجام نمی دهد پس تلاش كردم
 
 
 
 

4- دانستم كه پایان كارم مرگ است پس مهیا شدم
نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم خرداد 1391ساعت 13:22 توسط مری|

سلطه گری را پرسیدند چه خوری؟ گفت: گوشت ملت

گفتند: چه نوشی؟ گفت: خون ملت

گفتند: چه پوشی؟ گفت: پوست ملت

گفتند: اینها را از چه راهی بدست می آوری؟ گفت: از جهل مردمان

گفتند: از جهل چگونه نگهداری و مراقبت میکنی؟

 گفت: در جعبه ی طلایی تقدس!

گفتند: و چیست محافظ آن جعبه؟    گفت: خرافات !!!

 

.........................................................

برگرفته از یه وبلاگی........یادم نیست کدوم بود ولی چون خوشم اومد گذاشتم!

نوشته شده در سه شنبه شانزدهم خرداد 1391ساعت 17:1 توسط مری|

بیلبورد تبلیغ حجاب در تهران
i2vdskoa.jpg



این یعنی اینکه دخترا شکلات هستند و پسرا مگس و حجاب مثل پوست شکلات می مونه!
حالا به سوالات زیر جواب دهید:
۱- شباهت دخترها به شکلات در این است که …
الف- هر دو به کشورهای عربی صادر می شوند
ب- هر دو را باید بسته بندی کرد تا فاسد نشوند
ج- هر دو باید دور از دسترس اطفال نگهداری شوند
د- هر دو برای لذت بردن ساخته شده اند و خاصیت دیگری ندارند
———— ——— ——— ——— ——— ——— —–
۲- دختری که در محل کار حجاب را رعایت می کند
ولی در خانه پارتی می اندازد چه نوع شکلاتی است؟
الف- شکلات مغزدار
ب- شکلات رژیمی
ج- شکلات دو رنگ
د- هات چاکلت
———— ——— ——— ——— ——— ——— —–
۳- اگر نسبت دخترهای بدحجاب به پسرهای دخترباز مانند
نسبت شکلات باشد به مگس، نسبت پسرهای دخترباز به بچه مثبت ها مانند نسبت …
الف- مگس بالدار است به مگس بی بال
ب- مگس سالم است به مگس دیابتی
ج- مگس معمولی است به خرمگس
د- مگس سمج است به مگس بی بخار
———— ——— ——— ——— ——— ——— —–
۴-اصطلاح (( شکلات پیچ )) به چه معنی است؟
الف- دختری با حجاب خفن که فقط یک چشمش بیرون است
ب- میت کفن شده
ج- کسی که دوست دخترش او را پیچانده باشد
د- الف و ب صحیح است
———— ——— ——— ——— ——— ——— —–
۵- پسری که با دخترهای گشت ارشاد دوست می شود چه نوع مگسی است؟
الف- خرمگس
ب- مگس نابینا
ج- مگس سرکه
د- مگس قانع
———— ——— ——— ——— ——— ——— —–
۶- اگر دخترها شکلات باشند و پسرها مگس نقش گشت ارشاد برابر است با …
الف- خرمگس معرکه
ب- پشه بند
ج- بسته بند سیار
د- صاحب قنادی



نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم اسفند 1390ساعت 19:31 توسط مری|

حالم بد است ای مردم ....، حالم بد است...
 
 از رفتارهایتان (رفتارهایمان) حالم بد است ،
 
از طرز رانندگیتان ،
 
از صفهای صد شاخه تان ،
 
از هجوم تاتارگونه تان به جعبه خرما یا شیرینی خیرات شده ،
 
از برخورد و نگرش تان نسبت به جنس مخالف ،
 
از داشتنغیرتهای بی مورد راجع به خواهر و مادرتان
 
غیرتی محض راجع به عزیزان دیگران ،
 
از تحلیلهای سیاسی و اقتصادیتان در تاکسی ،
 
از رد و بدل کردن بلوتوث های غیر اخلاقی ،
 
از زیر پا گذاشتن حریم خصوصی دیگران ،
 
از آشغال ریختنتان در خیابان ،
 
از قابلیتتان برای تبدیل صحنه تصادف به محل قتل ،
 
از بی تفاوتیتان نسبت به خونهای ریخته شده بر کف خیابان ،
 
از نشستن در خانه هایتان و دنبال کردن اعتراضات از ماهواره ،
 
از عملهای زیبائی ،
 
از یکی نبودن حرف و عملتان ،
 
از تعارفهای بی موردتان ،
 
از غیبت کردنهای کثیرتان ،
 
از تغییر نظرهای یک ساعته تان ،
 
از بی تفاوتیتان نسبت به کار کودکان ،
 
از جو حاکم بر ورزشگاه هایتان ،
 
از مرگ بر گفتنها و درود فرستادنهای یک شبه تان،
 
از عشقهای یک شبه تان ،
 
از انتخاب دوست پسرتان بر مبنای نوع خودرواش ،
 
از چاپیدن یکدیگرتان ،
 
از قسم ها و دروغهای بی حد و حصرتان ،
 
از بی مطالعه بودنتان ،
 
از تن دادن و دل ندادنتان ،
 
از رفتارهایتان در پاتایای تایلند و آنتالیای ترکیه ،
 
از عدم رعایت نظافت شخصیتان ،
 
از فروختن شرفتان به قیمت یک سال محصولات شرکت ساندیس ،
 
از مدرک گرا بودنتان
 
از کلاس گذاشتنهای بی موردتان ،
 
از جوکهای قومیتیتان ،
 
از نژاد پرستیتان ،
 
از ادعاهای گزافتان راجع به مشاهیر ایران و ندانستن تاریخ تولدشان ،
 
از مصرف گرا بودنتان ،
 
از قسطی خریدن بنز برای فخر فروشی ،
 
از رقصیدنتان در مهمانی با روسری ،
 
از خوردن مشروب بعد از اقامه نماز و...
 
از کجا بگویم ...از چه بگویم... که حالم بد است ، خیلی هم بد است..

 من تصمیم خودم را گرفته ام و با این نامه تغییر را شروع کردم؛

تو چطور؟؟؟؟؟؟
نوشته شده در یکشنبه نهم بهمن 1390ساعت 19:41 توسط مری|

من یک انسانم
اگر به خانه ی من آمدی"برایم مداد بیاور مداد سیاه می خواهم روی چهره ام خط بکشم تا به جرم زیبایی در قفس نیفتم،

یک ضربدر هم روی قلبم تا به هوس هم نیفتم !

یک مداد پاک کن بده برای محو لبها نمی خواهم کسی به هوای سرخیشان ، سیاهم کند!

 
یک بیلچه، تا تمام غرایز زنانه را از ریشه در آورم شخم بزنم وجودم را بدون اینها راحت تر به بهشت می روم گویا!

یک تیغ بده؛ موهایم را از ته بتراشم سرم هوایی بخورد و بی واسطه روسری کمی بیاندیشم !

نخ و سوزن هم بده، برای زبانم می خواهم بدوزمش به سق اینگونه فریادم بی صداتر است!

قیچی یادت نرود می خواهم هر روز اندیشه هایم را سانسور کنم !

پودر رختشویی هم لازم دارم برای شستشوی مغزی مغزم را که شستم ،

پهن کنم روی بند تا آرمانهایم را باد با خود ببرد به آنجایی که عرب نی انداخت می دانی که؟ باید واقع بین بود !

صدا خفه کن هم اگر گیر آوردی بگیر می خواهم وقتی به جرم عشق و انتخاب برچسب فاحشه می زنندم بغضم را در گلو خفه کنم!


یک کپی از هویتم را هم می خواهم.... برای وقتی که خواهران و برادران دینی به قصد ارشاد، فحش و تحقیر تقدیمم می کنند !


تو را به خدا....اگر جایی دیدی "حقی" می فروختند .....برایم بخر....تا در غذا بریزم.... ترجیح می دهم خودم قبل از دیگران حقم را بخورم !


و سر آخر اگر پولی برایت ماند ...برایم یک پلاکارد بخر......به شکل گردنبند.....بیاویزم به گردنم....و رویش با حروف درشت بنویسم:
"من یک انسانم "...

" من هنوز یک انسانم" ...." من هر روز یک انسانم....

نوشته شده در پنجشنبه هشتم دی 1390ساعت 12:55 توسط مری|

-بعد از اجرای موفقیت آمیز طرح تفکیک جنسیتی در سراسر اماکن خصوصی و عمومی
 
 کشور ؛ به... بررسی روند رشد و نمو یک کودک(پسر) از مهد کودک
تا پیری میپردازیم :

اسم کودک را جواد در نظر میگیریم که همراه با همکلاسی خود به نام رضا در
 
حال برگشت از مهد کودک است:
 
۱) در مسیر برگشت از مهد کودک :
 
لضا لضا (همان رضا ) من مامانم میخواد لنج (گنج) طلا بیاره ها !

رضا : مامان چیه ؟!!!!!
 
۲) 3 سال بعد در مسیر رفت به مدرسه داخل سرویس مدرسه:
راننده رو به بچه های داخل سرویس :
 
همه زود چشاشونو ببندن داریم از کنار یه مدرسه دخترانه رد میشیم!
 
جواد : رضا رضا ، دختر چیه ؟
 
3 ) 5 سال بعد از 3 سال ؛ زنگ تفریح ؛ مدرسه راهنمایی
 
رضا : جواد من دیشب از بالای پشت بوم یه چیزی تو حیاط خونه همسایه دیدم.
 
جواد : چی ؟
 
رضا : دختر ! دختر ! بالاخره دیدم...!
 
جواد : جون مادرت ؟! یالاه بگو چه شکلی هستن اینا!!
 
4) 4 سال بعد از قبلی! سرکوچه جواد اینا
 
رضا : جواد چیکار داشتی گفتی زود بیا
 
جواد : رضا دیشب یکی به گوشیم زنگ زد.صداش خیلی عجیب غریب بود.
 
یواشکی حرف میزد و میگفت یه دختره و از من میپرسید آیا پسرم ..؟!
 
رضا : تو چی گفتی ؟
 
جواد : گفتم آره پسرم و بعدش دختره غش کرد !
 
5 ) 6 سال بعد ؛ دانشگاه
 
جواد : رضا راسته میگند پشت این دیواره پر از دختره ؟!
 
رضا : آره منم شنیدم.میشنوی دارن میخندن! مگه اونا هم میخندن !!؟؟؟
 
6 ) چند سال بعد ، شب خواستگاری
 
جواد : ببخشید یعنی الان شما واقعا یه دخترید ؟!

۷) چند ماه بعد ، شب ازدواج

جواد : خوب الان باید چیکار کنیم ؟!

خانم : هیچی دیگه ،خسته ایم باید بخوابیم.
 
شما هم برو تو اتاق خودت بخواب!
 
8 ) خیلی سال بعد ، دوران کهولت
جواد : دیشب مادر خدا بیامرزم به خوابم اومد گفت نمیخواهید بچه بیارید ؟
 
خانم : از کجا بیاریم.تو جهیزیه من که بچه نبود ، تو چرا نخریدی یه دونه ؟
 
۹) خیلی سال بعد

نسل ایرانی منقرض شد...........
نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم آبان 1390ساعت 13:20 توسط مری|

هيچ وقت رازت رو به کسي نگو.

وقتي خودت نميتوني حفظش کني

چطور انتظار داري کسي ديگه‌اي برات راز نگهداره....!

نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم آبان 1390ساعت 12:52 توسط مری|

اگر می دانی در این جهان
کسی هست که
با دیدنش رنگ رخسارت تغییر می کند
وصدای قلبت
ابرویت را به تاراج می برد
مهم نیست که او مال تو باشد...
مهم این است که :
فقط باشد...
زندگی کند...
لذت ببرد...
ونفس بکشد...

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم مهر 1390ساعت 23:8 توسط مری|

فقر، شب را "بي غذا" سر كردن نيست...

فقر، روز را "بي انديشه" سر كردن است...

فقر، پوست موزي است كه از پنجره يك اتومبيل به خيابان انداخته مي شود...

فقر، تيغه هاي برنده ماشين بازيافت است، كه روزنامه هاي برگشتي را خرد

 مي كند...

فقر، همان گرد و خاكي است كه بر كتابهاي فروش نرفته يك كتابفروشي مي نشيند...

فقر، گرسنگي نيست...

فقر، عرياني هم نيست...

فقر، چيزي را نداشتن است

                      ولي آن چيز،پول نيست.... طلا و غذا نيست...

فقر.....

نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم شهریور 1390ساعت 8:17 توسط مری|

ممنون از دوستان محترم و نظر های ارزشمندشون...........

اگه میشه لطف کنین نظر خصوصی نذارین..................

با تشکر

نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم شهریور 1390ساعت 11:9 توسط مری|


آخرين مطالب
» زرتشت
» خرافات
» حجاب
»
» انسان
» طنز تفکیک جنسیتی
» راز
»
» فقر
»
Design By : Pars Skin